«معماری وفاداری»: چگونه شبکه‌های آمریکایی بر سیاست خارجی پاکستان تأثیر می‌گذارند؟

انتقاد یک مؤسسه پاکستانی از پیوندهای آموزشی، مالی و امنیتی نخبگان اسلام‌آباد با واشنگتن؛ مقاله‌ای تحلیلی که استقلال سیاست خارجی پاکستان را زیر سؤال می‌برد.

نویسنده: تیم راز نیوز۵ دقیقه مطالعهRead in English

اسلام‌آباد: به گزارش راز نیوز | مؤسسه تحقیقاتی و رسانه‌ای «Brief» پاکستان در مقاله‌ای با عنوان «معماری وفاداری» ، به بررسی نقش شبکه ‌های آموزشی، همکاری‌ های نظامی و پیوندهای اقتصادی آمریکا در شکل‌گیری روابط نخبگان حاکم پاکستان با مراکز قدرت غربی پرداخته است؛ تحلیلی که بر اساس آن، سیاست خارجی اسلام‌آباد ممکن است بیش از آنکه صرفاً بر مبنای منافع ملی تنظیم شود، تحت تأثیر منافع و ارتباطات طبقه حاکم این کشور قرار داشته باشد.

این مقاله با این ایده محوری آغاز می‌شود که برای درک سیاست خارجی پاکستان، باید به ساختار طبقاتی و شبکه‌های ارتباطی نخبگان آن توجه کرد.

نویسنده معتقد است تحصیل فرزندان خانواده‌ های بانفوذ پاکستانی در دانشگاه‌ های معتبر غربی، حضور در محیط‌های حرفه‌ای بین‌المللی و برخورداری از ارتباطات پایدار با محافل سیاسی و اقتصادی غرب، می‌تواند به شکل‌گیری منافع مشترک میان این نخبگان و مراکز قدرت خارجی منجر شود.

شبکه‌های آموزشی؛ فراتر از تحصیل دانشگاهی

در این تحلیل، دانشگاه ‌هایی مانند جورج‌تاون، مدرسه اقتصاد لندن، دانشگاه کلمبیا، مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس و مدرسه حکومتی کندی دانشگاه هاروارد به‌عنوان بخشی از محیط آموزشی و حرفه‌ای مورد توجه نخبگان پاکستانی مطرح شده‌اند.

از نگاه نویسنده، اهمیت این ارتباطات صرفاً به کسب مدرک دانشگاهی محدود نمی‌شود؛ بلکه شبکه ‌های فارغ‌التحصیلان، فرصت‌های شغلی، روابط حرفه‌ای و تعاملات مستمر می‌توانند در شکل‌گیری نگرش‌ها و اولویت ‌های سیاسی و اقتصادی افراد نیز نقش داشته باشند.

بر این اساس، مقاله این پرسش را مطرح می‌کند که آیا پیوندهای آموزشی و حرفه‌ای نخبگان با غرب، در کنار سایر عوامل داخلی و خارجی، می‌تواند بر برداشت آنان از منافع ملی پاکستان و نحوه تنظیم روابط این کشور با قدرت‌های جهانی تأثیر بگذارد؟

نقش همکاری‌ های نظامی و منابع مالی آمریکا

بخش دیگری از مقاله به روابط امنیتی و نظامی واشنگتن و اسلام‌آباد اختصاص دارد. نویسنده، بودجه‌های پنتاگون، همکاری‌های دفاعی و ارتباطات میان نهادهای نظامی دو کشور را از عواملی می‌داند که می‌توانند بر اولویت‌های امنیتی و محاسبات راهبردی پاکستان اثرگذار باشند.

در این چارچوب، وابستگی‌های مالی و امنیتی نه لزوماً به معنای تبعیت کامل از سیاست‌های آمریکا، بلکه به‌عنوان عواملی بررسی می‌شوند که ممکن است دامنه انتخاب‌ های یک کشور را محدود کنند یا هزینه اتخاذ سیاست‌های مستقل را افزایش دهند.

مقاله همچنین با تمرکز بر ارتباط میان نخبگان سیاسی، اقتصادی، نظامی و اداری پاکستان، این احتمال را مطرح می‌کند که پیوندهای میان این گروه‌ها و شبکه‌های قدرت خارجی، در کنار ساختارهای داخلی، بر روند تصمیم‌گیری در اسلام‌آباد تأثیر بگذارند.

شبکه‌های نفوذ؛ از اندیشکده‌ها تا شروط وام‌های بین‌المللی

نویسنده مقاله در بخش دیگری با عنوان «لوله‌کشی نفوذ»، به نقش اندیشکده‌ها و نهادهای سیاست‌گذاری در شکل‌دهی به تصمیمات اقتصادی و سیاسی پاکستان می‌پردازد و مدعی است که ارتباط میان این نهادها و ساختارهای مالی بین‌المللی، از جمله صندوق بین‌المللی پول (IMF)، می‌تواند زمینه انتقال و تثبیت الگوهای سیاست‌گذاری مورد حمایت غرب را فراهم کند.

بر اساس این تحلیل، افرادی که در اندیشکده‌ها و نهادهای مرتبط فعالیت می‌کنند، با تدوین مقالات سیاستی، ارائه توصیه‌های اقتصادی و مشارکت در فرآیندهای تصمیم‌سازی، ممکن است در شکل‌گیری سیاست‌هایی نقش داشته باشند که بعدها در قالب شروط وام‌های بین‌المللی یا برنامه‌های اصلاحات اقتصادی مطرح می‌شوند. نویسنده معتقد است این روند می‌تواند پیوند اقتصاد پاکستان با ساختارهای مالی جهانی را عمیق‌تر کند.

این مقاله تأکید می‌کند که مسئله اصلی، لزوماً وجود دستورهای مستقیم و محرمانه از سوی واشنگتن نیست، بلکه شکل‌گیری شبکه‌ای از ارتباطات آموزشی، حرفه‌ای، مالی و سیاستی است که می‌تواند بر چارچوب فکری تصمیم‌گیرندگان تأثیر بگذارد.

به گفته نویسنده، اعضای این طبقه و شبکه‌های مرتبط با آنان در بخش‌هایی مانند وزارت دارایی، وزارت خارجه، رسانه‌ها و بانک مرکزی حضور دارند و ارتباطات آموزشی و حرفه‌ای آنان با غرب می‌تواند در شکل‌گیری نگرش‌ها و اولویت‌های سیاست‌گذاری مؤثر باشد.

در همین زمینه، نویسنده به موضوعاتی همچون افغانستان، روابط با چین، کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)، مسئله کشمیر و مناسبات با ایران اشاره می‌کند و استدلال دارد که همسویی اسلام‌آباد با اولویت‌های واشنگتن ممکن است نه از طریق صدور دستورهای رسمی، بلکه در نتیجه شکل‌گیری برداشت‌ها و اولویت‌های مشترک در میان بخشی از نخبگان سیاسی و سیاست‌گذار دو کشور رخ دهد.

بازتولید نسلی نفوذ؛ همسویی داوطلبانه یا ساختار کنترل؟

یکی دیگر از محورهای اصلی مقاله، این استدلال است که نفوذ خارجی الزاماً از طریق فشار مستقیم یا اجبار سیاسی اعمال نمی‌شود، بلکه ممکن است در طول نسل‌ها و از طریق سازوکارهای آموزشی، حرفه‌ای و اجتماعی بازتولید شود.

از نگاه نویسنده، افرادی که در این شبکه‌ها تحصیل و فعالیت می‌کنند، غالباً ارتباطات بین‌المللی و حضور در نهادهای معتبر غربی را فرصتی برای پیشرفت فردی، دستیابی به موقعیت‌های شغلی بهتر و گسترش نفوذ حرفه‌ای خود می‌دانند.

مقاله بر همین اساس، میان اجبار مستقیم و تأثیرگذاری ساختاری تمایز قائل می‌شود و این احتمال را مطرح می‌کند که همسویی با اولویت‌های قدرت‌های غربی، بدون نیاز به صدور دستورهای صریح، از طریق ارزش‌ها، نگرش‌ها و منافع مشترک میان نخبگان شکل بگیرد و تداوم یابد.

در این چارچوب، پرسش اساسی آن است که آیا پیوندهای آموزشی، اقتصادی و حرفه‌ای با غرب صرفاً ابزارهایی برای پیشرفت فردی و همکاری بین‌المللی هستند یا در برخی شرایط می‌توانند بر استقلال تصمیم‌گیری سیاسی و تعریف منافع ملی نیز اثر بگذارند؟

وابستگی نامتقارن و مسئله استقلال سیاست خارجی

مفهوم «وابستگی نامتقارن» از محورهای اصلی این تحلیل است؛ مفهومی که به وضعیتی اشاره دارد که در آن، دو طرف یک رابطه از میزان یکسانی از قدرت، منابع یا امکان انتخاب برخوردار نیستند.

بر اساس این چارچوب، اگر روابط آموزشی، مالی و امنیتی پاکستان با آمریکا به وابستگی‌های پایدار تبدیل شوند، ممکن است هزینه فاصله گرفتن از اولویت‌های واشنگتن برای اسلام‌آباد افزایش یابد. در چنین شرایطی، حتی بدون اعمال فشار مستقیم، ساختار روابط موجود می‌تواند بر گزینه‌های سیاست خارجی پاکستان تأثیر بگذارد.

پرسش اصلی؛ منافع ملی یا منافع طبقه حاکم؟

مقاله «معماری وفاداری» در نهایت بحث را به رابطه میان ساختار قدرت داخلی و جهت‌گیری سیاست خارجی پاکستان می‌کشاند. پرسش محوری آن این است که آیا تصمیم‌های راهبردی اسلام‌آباد در درجه نخست بر اساس منافع عمومی و اولویت‌های شهروندان پاکستانی اتخاذ می‌شوند یا منافع و ارتباطات گروه‌های بانفوذ نیز در تعیین این مسیر نقش قابل‌توجهی دارند؟

این تحلیل، با برجسته کردن پیوندهای آموزشی، مالی و امنیتی نخبگان پاکستان با غرب، خواستار توجه بیشتر به ساختار روابط قدرت در این کشور است.